قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
157
درة التاج ( فارسى )
و جازم : يا اعتبار مطابقهء او كنند مر نفس امر را - يا نه ، - و آنج اعتبار مطابقه كنند : يا مطابق باشد - يا نه ، بس قياس كى مفيد تصديق جازم مطابق باشذ برهان بوذ ، و اگر مفيد تصديق جازم باشذ كى درو اعتبار مطابقهء خارج نكنند - بل اعتبار « 1 » عموم اعتراف به آن كنند جدل باشد - اگر جنين باشد ، و الّا آن را شغب خوانند . - و اگر مفيد تصديق جازم غير مطابق باشد سفسطه بوذ ، و او با شغب هر دو از قسم مغالطهاند . - و اگر مفيد تصديق غير جازم باشذ خطابت بوذ ، و اگر مفيد تخييل « 2 » باشذ دون التّصديق ، شعر بوذ . و بوجهى ديگر - اقاويلى كى به آن توصّل كنند بتصحيح رايى ، يا تحقيق مطلوبى : يا همه صادق و يقينىّ باشند - جنانك در آن هيج شبهت نباشذ ، يا همه كاذب و مشكوك ، يا بعضى صادق - و بعضى كاذب ، و اين قسم بسه قسم مىشوذ - به جهت آنك : يا صادق بيش از كاذب باشذ ، يا كاذب بيش از صادق ، يا هر دو متساوى باشند . بس آنك همه صادق باشد قياس برهانىّ بوذ ، و آنك غالب الصّدق « ( باشذ ) » جدلىّ « ( بوذ ) » و آنك متساوى الصّدق و الكذب باشذ خطابىّ بوذ ، و آنك غالب الكذب باشد مغالطى بوذ ، و آنك همه كاذب باشد شعرىّ بوذ . و بر اذكيا بوشيده نباشد « 3 » كى : اين تقسيم ثانى جندان « 4 » نيست ، بس جون انواع قياس درين بنج منحصر بوذ « 5 » و مباحث قياس بعضى مشترك بوذ ميان انواع خمسه ، و بعضى مخصوص بهر يكى ، قياس مطلق را بابى مفرد ساختند ، و ابحاث مشتركهء بين الخمسه را در آن ياذ كردند ، بس ابواب قياس شش شذ . و جون اقاويل قياسىّ تركّب آن ( « از » ) كمتر از دو مقدّمه ممكن نبوذ ، و تركّب مقدّمات « ( از ) » كمتر از دو مفرد « 6 » ممكن نه ، دو باب ديگر برين
--> ( 1 ) - باعتبار - م . ( 2 ) - تخيل - ط - ه . ( 3 ) - بى : نباشد - اصل ، - نماند - ط . ( 4 ) - چندانى - م . ( 5 ) - و مباحث قياس درين بنج منحصر بود - اصل علاوه دارد . ( 6 ) - مفرد و - اصل .